اتاقم

گفتم فقط یه مرد میتونه همه چیز رو عوض کنه.24سالگی کابوسه...

فاصله ی بین لحظه ای که داری فکر میکنی لباس جشن بله برونت چی باشه با لحظه ای که داری فکر میکنی که چی باید برای اخرین بار بهش بگی اندازه یه دروغه.دروغی که گفت.
دروغی که باعث شد ببازه.نه به یه پولدار خوشتیپه فلان و فلان،به خودش باخت.
منم باختم،به عقلم.و عقل بی رحمه یه لرزش رو حکم سقوط میده.... .



   + ف ; ٩:٠٤ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ۳٠ اردیبهشت ،۱۳٩٤
comment نظرات ()

من از نگاه کلاغی که رفت فهمیدم،که سرنوشت درختان باغمان تبر است...

دلم میخواد فرار کنم.ولی این دفعه از خودم.از خودم که میتونم اینقد مخرب باشم.از خودم که میتونم اینقد سنگدل باشم.از خودم که میتونم اینجوری نابود کنم.از خودم که میتونم اینقد با خودم بی رحم باشم.از خودم که بیشتر از هر موجودی تو دنیا عوضیم و نامردم برای خودم.از خودم متنفرم.بیچاره خودم.... .
*شاعر تمام شده/شا.هین نج.فی

   + ف ; ٧:٤۳ ‎ق.ظ ; یکشنبه ٢٧ اردیبهشت ،۱۳٩٤
comment نظرات ()

ریسک احمقانه،ریسک عاقلانه.... .

نمیدونم چی داری که بازی رو به یه پسر ِژِیگول ِپولدار ِخوشتیپ ِمدرنِ باکلاس ِغیر مذهبی که 7سال ازت بزرگتره نباختی هنوز!!!به یکی که عین خودمه چیزیه که میخوام،ولی تو فاصلت تا برنده شدن کمه،در حد ریسک کردن من کمه...

   + ف ; ۱٢:٥٧ ‎ب.ظ ; شنبه ۱٩ اردیبهشت ،۱۳٩٤
comment نظرات ()

وقتی تویی و بغض طنز و طنز بعض الود.... .*

وقتی که میبری!
وقتی که میتونی فرار کنی از همه چی!
وقتی حتی میبینی که میتونی به همه چی پشت پا بزنی!
وقتی میدونی افتادی تو دور باطل!
وقتی حتی میدونی خودتم باطلی!
وقتی تویی و فکر شاشیدن به این دنیا... .*
فکر شاشیدن به این دنیا
فکر شاشیدن به این دنیا


*وقتی که/شاه.ین نج.فی

   + ف ; ٩:۱٤ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ٩ اردیبهشت ،۱۳٩٤
comment نظرات ()