زمستون شلوغی بود!!!خیلیییییی.پر از اتفاق های یهویی!!!حتی تموم کارای عقب افتاده انجام شد.حتی دانشگاهیی که بیخیالش شده بودم هم یهو شد!!!
واین2ماه اخر!!!اینکه میگه دیگه الان وقتش گذشته که بی دلیل تموم کنی و پشت پا بزنی.اگه این2ماه نبودمطمئن میگفتم 24سالگی خوب بود ولی خب یه مرد همه چیزو میتونه عوض کنه واین ترسناکه... .
نمیدونم20 روز میرم که از همه چی فرار کنم یا میرم انرژی بگیرم واسه برگشتن و جنگیدن!ولی خوبه اونقد از دغدغه ها دور بشی و بدونی هیچ کاری دیگه نمیتونی انجام بدی بعد راحت میشینی و اب میوه ی طعم هلو میخوری و زیر افتاب بی حال اوایل بهار موهاتو رها میکنی

عکس از هدی رستمی

/ 5 نظر / 14 بازدید
Filtershekans

سلام. وبلاگ زيبايي داري. خوشحال ميشم به منم سر بزني!

Lancer

برا من خیلی آروم گذشت ، یکنواخت

je

اصن زمستون امسال لعنتی بود. نمی دونست باید چیکار کنه و کِی خودشو نشون بده و اینا.

برادر شغال

افتاب بعد عید دوست دارم مخصوصا صبحای زود [لبخند]

کاچی

سیبه که!هلو کو پس؟:دی کدوم مردی چیکارت کرده؟برم چیکارش کنم:)))